زیر باران رفتم.دویدم، چرخیدم، پریدم و وقتی که دیگر از پشت عینک باران خورده ام چیزی نمی دیدم زیر درخت بیدی نشستم که گیس های سبزش را به باد داده بود.
آن دورتر کلاغی بر زمین فرود آمد و شروع به خوردن تکه نان باران خورده ای کرد.دلم به حالش سوخت.خیس بود و گرسنه به نظر می آمد.
با کوچک ترین نسیم شروع به لرزیدن کردم.جوانی با سه تاری آمد و کنار من زیر بید سبز نشست.احساس کردم از نظرش اصلا وجود ندارم. شروع به نواختن کرد.صدا از درون وجودش شعله می کشید و به دستانش که بر سیم ها زخمه می زدند می رسید.با تمام وجودش می نواخت و من متحیر به او خیره شده بودم و قلبم تند می زد.سرما از یادم رفته بود.انگار قلبم را با چاقو پاره پاره می کردند.
چند دقیقه بعد وقتی باران بند آمد بلند شد و رفت.
و من انگار که از یک خواب بیدار شده باشم، باورم نمی شد که این انسان واقعی بود .
عجب نوشته اي :دي. ريتم تند و كوبنده ولي يه مضمون نسبتا آروم. با اين كه نوشته ي كوتاهي بود ولي جذبم كرد .يه جورايي مي خواستم كلمات رو ببلعم.شايدم چون ميشناختمت اين جوري بود.
پاسخ دادنحذفولي شيري .خوب بود.ريتم هاش نا ميزون بود.
ریتمش نامیزون بود چون این تیکه هایی بود پراکنده از ذهنم که مدت هاست قراره جز یک داستان بلند باشه.ولی نشد دیگه...
پاسخ دادنحذفتغییر می دم :
پاسخ دادنحذف...با تمام وجودش می نواخت و من متحیر به او خیره شده بودم و قلبم تند می زد. من هم رفتم با کمانچه آمدم می زدیم دوتایی!
بی ربط : حالا امروز که تایتانیک می زدند ، سرت روی زانوت بود ، زانو توی بغلت ، داشت قلبت تند می زد؟!
نه.گفتم با تمام وجودش می زد و از درون وجودش شعله می گرفت.
پاسخ دادنحذفابن نه چی بود؟!
پاسخ دادنحذفخب تو هم همراهش شدی با کمانچه !
دوتایی با تمام وجود ساز می زدید
...یاد یه چیزایی آدم میافته
پاسخ دادنحذفجای خوبی بود نه؟
دفهه ی دیگه منم صدا کن
که فریاد بزنیم
پهلووووون
و قبل از اینکه نفهمیم چی شد به همه بگیم چی ها باید بشه
اشتباه!!!!!
پاسخ دادنحذفدفعه ی دیگه لطفا
تیریپ خسته و شکسته و دست رو پیشونی و پشتت خم و آه عمیق و اینا؟
پاسخ دادنحذفساناز اینایی که گفتی الان یعنی منظورت اینه که بد بود؟
پاسخ دادنحذفسلام وبتودیدم فوق العاده بود
پاسخ دادنحذفبه من سر بزن منتظرم
درضمن من لینکت کردم اگه خواستی با نام "سارا(محسن)" لینک کن
کیاندخت نه حالا!
پاسخ دادنحذفkhub bud. vali akharesh be avlesh nemikhord. adrse webloge injaneb avaz shode. boro bebinam mituni peydash koni?
پاسخ دادنحذفاز چه نظر آخرش به اولش نمی خوره؟
پاسخ دادنحذفنگارش،معنا،ریتم...؟
ااااااه!عجب نوشته ای بود.ریتمش رو خیلی دوست داشتم.
پاسخ دادنحذف